تحرک اجتماعی در رمان فارسی از سال 1300 تا 1350 شمسی (مطالعه در چهار رمان نمونه)

نوع مقاله: علمی- پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان فارسی

چکیده

اصطلاح تحرک اجتماعی (Social Mobility) به جابه­جایی افراد از پایگاهی اجتماعی به پایگاه اجتماعی دیگر اطلاق می­شود. این تحرک به دو شیوۀ عمودی و افقی اتفاق می­افتد. پرسش اصلی این پژوهش بازتاب چگونگی تحرک طبقات اجتماعی در رمان فارسی در دوران مورد بحث است. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه­ای و با در نظر گرفتن نمونه­های موفق رمان­های این دوره بوده است. نتیجه پژوهش نشان می­دهد که از سال­های1300تا 1325 شمسی، طبقۀ اجتماعی اشراف و کارمندان و طبقۀ اداری و شهرنشین در رمان فارسی بیشترین بازتاب را داشته است. در این دوره انتقاد از فاصلۀ طبقاتی و تحرک اجتماعی ناسالم، از مهم­ترین مسائل طرح­شده در رمان­هاست. طبقۀ متوسط در حال شکل­گیری و تحرک اجتماعی بیشتر از نوع تحرک عمودی است. از سال­های 1325 تا 1350ش. طبقۀ اجتماعی متوسط شهرنشین و به­ویژه طبقۀ محروم روستانشین، کارگران و دهقانان در رمان بیشتر بازتاب داشته است. در این دوره، تحرک اجتماعی اغلب در میان طبقات متوسط و محروم و از نوع  تحرک افقی است، یعنی جابه­جایی در مشاغل فرودست مثل تبدیل روستایی و کشاورز بی­زمین به حاشیه­نشین شهری را شاهد هستیم. مسئلۀ استفادۀ تکنیکی از تجدد در سطح صنعتی مانند استفاده از ابزارهایی چون ماشین و تراکتور و در سطح فرهنگی مانند استفاده از کفش، کلاه و لباس فرنگی بدون زیرساخت مناسب و فرهنگ مصرف آن، تبعاتی در ایجاد فاصلۀ طبقاتی و تحرک اجتماعی به وجود آورد که در رمان­های این دوره بازتاب یافته و تحلیل شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Social Mobility in the Persian Novel from 1921 to 1971 (Case Study: Four Sample Novels)

نویسنده [English]

  • setare zare 2
2 M. A. Student, Persian Language and Literature
چکیده [English]

The term social mobility refers to the displacement of people from a community center to the other social one. This mobility takes place in both vertical and horizontal ways. The main question of this study reflects how social classes move in the Persian novel during the periods "1921-1971". The research method is an analytical-descriptive one and this study wasdone using library resources and taking into account the successful novels during this period. The result of the research shows that, 1300 to 1325, the social classes of the nobility, the administrative staff and the urban ones have had the most reflection in the Persian novel. In this period, criticism of the social different classes and unhealthy social mobility was one of the most important issues in the novels. The middle class is developing and social mobility is more than vertical mobility. Between 1325 and 1350, the middle urban social class, especially the deprived rural class, workers and peasants reflected more that the other groups in the novels. In this period, social mobility is often among the middle and deprived classes and is a type of horizontal mobility; it means changing subordinate jobs such as rural changes and landless farmers toward the urban marginization. The technical use of modernization at the industrial level, such as the use of tools such as car and tractor, at a cultural level, such as the use of foreign shoes, hats and clothes, without a proper arrangement and the culture of consumption, will lead into consequences of the different social class formation and social mobility, which have been reflected and analyzed in the novels of this period.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Persian Realist Novel
  • Social Center
  • Social Class
  • Social Mobility
  • 1921 to 1971

آبراهامیان، یرواند (1377). ایران بین دو انقلاب (از مشروطه تا انقلاب اسلامی). کاظم فیروزمند، حسن شمس­آوری و محسن مدیر شانه­چی. چاپ اول. تهران: نشر مرکز.

آل احمد، جلال (1385). نفرین زمین. چاپ اول. تهران: معیار اندیشه.

افغانی، علی­محمد (1388). شوهر آهو خانم. چاپ سوم. تهران: دنیای دانش.

انزابی­نژاد، رضا؛ رنجبر، ابراهیم (1385). «سیمین دانشور از آتش خاموش تا سووشون و اثرپذیری از آل احمد». مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز، دوره 25، شماره 3، صص 56-45.

حجازی، محمد (بی­تا). زیبا. بی­جا.

رنجبر، ابراهیم (1391).  «رسالت روشنفکر و
نزاع سنت و تجدد در رمان نفرین زمین». نشریه سابق دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز، سال 65، شماره 226، صص 23- 1.

زرافا، میشل (1386). جامعه­شناسی ادبیات داستانی (رمان و واقعیت اجتماعی). نسرین پروینی. چاپ اول. تهران: سخن.

فرسار، احمد (1377). جامعه­شناسی (اصول، مبانی و نظریه­پردازان). چاپ اول. تهران: نشر اوحدی.

کوئن، بروس (1372). مبانی جامعه­شناسی. غلام عباس توسلی و رضا فاضل. چاپ اول. تهران: سمت.

گرب، ادوراد. ج. (1373).  نابرابری اجتماعی (دیدگاه­های نظریه­پردازان کلاسیک و معاصر). محمد سیاهپوش و احمدرضا غروی­زاد. چاپ اول. تهران: نشر معاصر.

گیدنز، آنتونی (1373). جامعه­شناسی. منوچهر صبوری. چاپ اول. تهران: نشر نی.

لوکاچ، جورج (1392). جامعه­شناسی رمان. محمدجعفر پوینده. چاپ دوم. تهران: نشر ماهی.

محسنی، منوچهر (1371). جامعه­شناسی عمومی. چاپ یازدهم. تهران: انتشارات طهوری.

مشفق کاظمی، مرتضی (1348). تهران مخوف. بی­جا.

 میرعابدینی، حسن (1387).  صدسال داستان­نویسی ایران. جلد اول و دوم. چاپ پنجم. تهران: نشر چشمه.